محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1363

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

بوده ، و اين قبيلهء نبيله به نام قاجار نويان معروف شده و اولاد نامدار و احفاد كامكارش در گرگان و ايران ملجاء بزرگان و اميران شده‌اند ، و روز بروز در تعدّد و زايش ، و عدّت و فزايش بوده‌اند ، تا بساط دولت آل چنگيز پيچيده و برچيده گشت و بعضى از اولاد او در ماوراء النهر بر مسند خانى بخارا متّكى بودند . و بعد از ضعف دولت گوركانيّه و قوّت سلاطين تركمانيه قراقوينلو ابو النّصر حسن بيگ آق‌قوينلو كه در نسب با سلسلهء جليلهء قاجاريّه مشاركت داشت لواى كشورستانى برافراشت و با صفويّه به ارادت و قرابت اختصاص جست . و شاه اسمعيل صفوى كه از طرف پدر موسوى و از جانب مادر آقچه قوينلو بود با قاجاريّه به طريق يگانگى و امنيّت سلوك مىنمود . لهذا بزرگان قاجار در موافقت دولت صفويّه كاملا مساعد بودند ، و ولايات بزرگ و مناصب عاليه مىيافتند . و در سنهء نهصد و شصت و نه شاهقلى بيگ قاجار جدّ اعلاى نوّاب فتحعلى خان قاجار ابن شاهقلى خان ، از جانب شاه طهماسب صفوى به سفارت روم رفته با سلطان سليمان خان قرار عهد مودّت و صلح داده مراجعت كرد . بالجمله در تمام دولت صفويّه غالبا امير الامرائى قراباغ و گنجه و حكومت خراسان و مرو و استرآباد با طايفهء قاجاريّه زيادلو و قوينلو بود . همين كه نوبت سلطنت به شاه عبّاس ماضى رسيد چون مادر او از آن طايفه نبوده از كثرت شوكت و حشمت قاجاريّه توهّم نموده آنها را سه فرقه كرده ، قسمتى را به مرو و خراسان به حكومت فرستاد ، و جمعى را در قراباغ گذاشته ، فرقه‌اى را به گرگان و استرآباد روانه نمود . و بارها اين طايفهء شجاعت‌آثار در ثغور و سرحدّات ثلاثهء ايران جنگها كردند تا زمان غلبهء افاغنه بر شاه سلطان حسين نواب فتحعلى خان بن شاهقلى خان بن مهديخان بن محمّد ولى خان بن شاهقلى خان قاجار قوينلو حاكم گرگان و استرآباد و مازندران به حمايت شاه طهماسب با افاغنه رزمها كرد و به نيابت سلطنت و وكالت دولت مخصوص گشته شاه را به تسخير ارض اقدس و محاصرهء مشهد مقدّس برد و به غدر نادر و قضاى صادر شهادت يافت . و نادر به ملاحظهء مآل ، مهدى نام قاجار را كه دخيل در خون نوّاب غفران‌مآب بود و پدرش به دست خان والاشأن كشته شده بكشت . همچنين شاه طهماسب را به دست محمّد حسين خان قاجار مقتول ساخت تا خود